تبليغاتX
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد


یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

عشق.سیاست و...

هرکس گمشده ای دارد



هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت
هر کسی دوتاست و خدا یکی بود و یکی چگونه می توانست باشد؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست
و خدا کسی که احساسش کند نداشت
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند
خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد
و زیبایی همواره تشنه دلب است که به او عشق ورزد
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
و غرور در جستجوی غروری است که آن را بشکند
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور
اما کسی نداشت
و خدا آفریدگار بود
و چگونه می توانست نیافریند
زمین را گسترد
و آسمان ها را بر کشید
کوهها برخواستند و رودها سرازیر شدند و دریاها آغوش گشودند و طوفان ها برخاست و صاعقه ها در گرفت و باران ها و بارانها و بارانها
گیاهان رو ییدند و درختان سر به هم دادند و مراتع سرسبز پدیدار گشت و جنگلهای خرم سر برداشتند، حشرات بال گشودند و پرندگان ناله برداشتند و ماهیانخرد سینه دریاها را پر کردند
و قرن ها گذشت و می گذشت و درختان گونه گون ، گل های رنگارنگ و جانوران
<< در آغاز هیچ نبود ، کلمه بود و آن کلمه خدا بود>>!
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
و با نبودن چگونه تونستن بود؟
و خدا بود و با او عدم بود.
و عدم گوش نداشت
حرف هایی هست برای گفتن
که اگر گوشی نبود نمی گوییم
و حرفهایی هست برای نگفتن، حرفهایی که هرگز سربه ابتذال گفتن فرود نمی آورد
حرف های خوب و بزرگ و ماورایی همین هایند
و سرمایه هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد
حرفهای بی قرار و طاقت فرسا
که همچون زبانه های بی تاب آتشند
کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند
اینان در جستجوی مخاطب خویشند
اگر یافتند آرام می گیرند
و اگر نیافتند روح را از درون به آتش می کشند و هر لحظه حریق های دهشتناک و سوزنده ای دردرون می افروزند.
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت
درونش از آنها سرشار بود
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟
و خدا بود و عدم
جز خدا هیچ نبود
در نبودن نتوانستن بود ، با بودن نتوان بودن
و خدا تنها بود،
هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت.




نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 14:19 توسط وحید رسولی| |

سلام

بابت غیبت چند هفته ایم ببخشیدم.

اما

برای جبران یه شعر از خودم گذاشتم.

که واسه سه سال پیشه.

خواهش میکنم تا آخر بخونید.

خوشحال میشم اگه نظرتونو راجع به شعرم بدونم.

واسم نظرتون خیلی مهمه....


آن شب را به خطر مي آوري؟
شبي كه دست هايمان در دست هم بود
در كوچه پس كوچه ها
قدم زنان
راه خانه در پيش بود شايد
گفتم دلم هميشه جاي توست
گفتي قلبم براي توست براي هميشه
كه ناگهان
در لحظه اي كوتاه
ابر هاي سياه ماه را پوشاندند
راه ها گم شدند
گفتم مي روم تا نشاني از راه بيابم
رفتم ... از چند عابر پرسيدم
از راه ها. كوچه ها و پس كوچه ها
تصور كردم راه را يافته ام
با خوشحالي باز گشتم. شايد هم با اضطراب
خوشحالي براي ديدن تو
و اضطراب نگراني براي تو
آري ... نگرانت بودم
چشم هايم چشم انتظار چشم هاي تو بود
اما ... وقتي رسيدم
باور نمي كردم
ديگر نشاني از تو نبود
در چند خانه را كوبيدم شايد از تو نشاني يابم
اما ... انگار همه خواب بودند
هيچ كس صدايم را نمي شنيد
فرياد زدم شايد صدايم به تو رسد
كاش صدايم به تو مي رسيد
كاش با فريادهايم مردم از خواب ناز مي پريدند
و به فريادم مي رسيدند
كاش تلفن ها و تلگراف ها آنجا بودند
تا صدايم را به تو مي رساندند
صدايم را. حرف هاي دلم را. سوزهاي دلم را ... تا شايد بازگردي
هوا ابري بود و دريغ از قطره اي باران
نشستم
چشم هايم هواي باراني داشت
با خود گفتم: آنها دروغ گفته اند تا تو را از من بگيرند
بر خواستم و باز سوال كردم
از همان راه ها كه تو را از من گرفته بودند
راه را يافتم . اما ... پاهايم نايي براي رفتن به خانه نداشتند
ندايي در دلم اميد بازگشتت را مي داد
بازگشتم
باز هم اشك هايم اجازه ي ديدن نمي دادند
اين بار از خوشحالي
تو برگشته بودي
كنارت نشستم
غمگين بودي
آثار گريه بر صورتت موج مي زد
پرسيدم كجا بودي؟
نايي براي حرف زدن نداشتي
دستان پر مهرت را گرفتم
و خيز برداشتي چون باران
گفتم: به خاطر من بخند
به زور لبخند زدي
كم كم خنديدي ... بلند بلند خندیدی

خنده هايت به من نيرو مي داد
نيرويي براي بازگشت
به چشم هايت نگاه كردم
گفتم: رهاي من... رهايم مكن در ميان تيرگي ها
گفتي: تو هم تنهايم مگذار در ميان بدي ها
به خاطر مي آوري آن شب را؟
شبي كه از عمر سياهش چيزي نمانده بود
تا خورشيد طلوع كرد
درست در مقابل دديدگان من و تو
خورشيدي كه هيچ ابري توان پوشاندنش را نداشت
من و تو دست در دست هم
از تاريكي ها جدا شديم
كاش ...
كاش مانند آن شب بر مي گشتي ... كاش

نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 19:16 توسط وحید رسولی| |

اعمال مشترك شب هاى قدر

اين اعمال در هر سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم انجام مى گيرد:

اول، غسل،كه بهتر است مقارن غروب آفتاب باشد.

دوم، دو ركعت نماز، كه در هر ركعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحيد بخواند و بعد از فراغ از نماز، هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ الله وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد.

سوم، زيارت امام حسين(عليه السلام).

چهارم، احياىِ اين شب هاست. هر كسى كه اين شب ها را احيا كند گناهان او آمرزيده شود، هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوه ها و كيل درياها باشد.

پنجم، قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد مقابل خود و بگويد:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الاَْكْبَرُ، وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النّارِ.

خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ. پس هر حاجت دارد بخواهد.

ششم، قرآن را بر سر بگيرد و بگويد:

اَللّـهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ

خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد.

پس ده مرتبه بگويد: «بِكَ يا اَللهُ» و ده مرتبه «بِمُحَمَّد» و ده مرتبه «بِعَلىٍّ» و ده مرتبه «بِفاطِمَةَ» و ده مرتبه «بِالْحَسَنِ» و ده مرتبه «بِالحُسَيْنِ» و ده مرتبه «بِعَلىِّ بن الحُسَيْنِ» و ده مرتبه «بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ» و ده مرتبه «بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد» و ده مرتبه «بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر» و ده مرتبه «بِعَلىِّ بْنِ مُوسى» و ده مرتبه «بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ» و ده مرتبه «بِعَلىِّ بْنِ مُحَمَّد» و ده مرتبه «بِالحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ» و ده مرتبه «بِالْحُجَّةِ» بگويد.
پس از آن، هر خواسته اى كه دارد، طلب كند.

اعمال مخصوص شب هاى قدر
اعمال مخصوص شب نوزدهم

اول، صد مرتبه: اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ.

دوم، صد مرتبه: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِالمُؤْمِنينَ.

اعمال مخصوص شب بيست و يكم
فضيلت اين شب از شب نوزدهم بيشتر است و بايد اعمال آن شب را، از غسل و احيا و زيارت و دو ركعت نماز كه هفت قل هو الله دارد كه قبلا بيان كرديم، و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبير، در اين شب به جا آورد.

اعمال مخصوص شب بيست و سوم

فضيلت اين شب از دو شب قبل بيشتر است و بايد چند عمل ديگر علاوه بر اعمالى كه در شب هاى نوزدهم و بيست و يكم ذكر شد، به جا آورد و آن عبارت است از خواندن سوره هاى 1. عنكبوت و روم، 2. حم و دخان، 3. سوره قدر (هزار مرتبه)، 4. زياد خواندن دعاى اللهم كن لوليّك...

شما كه دلتون پاكه. واسه منم دعا كنيد.

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 4:48 توسط وحید رسولی| |

صداي زنگ تلفن رشته ي افکارم را پاره کرد... الو...

احساس کردم به انتهاي دنيا نزديک شدم....انتهايي بدون بازگشت و گريز

همه دورش جمع شده بودند...هر کس چيزي ميپرسيد...

به چهره ي خونينش زل زده بودم....مات و مبهوت....

و او با لبخند سکوت (!)جوابم را ميداد...دريغا که:"سکوت اثبات تهي بودن نمي کند"

تا آن زمان نفهميده بودم "دنيا بر سر خراب شدن" يعني چه؟!!

شب ِ آن روز انگار آسمان نيز مثل باران در آرامش نبود....تا سحر در حال غرش و تاخت و تاز

احساس کردم آسمان در حال فرو ريختن است آن شب...

تپش هاي باران...لرزش هاي آسمان...دلهره اي که بر دلها مي افزود...

دعــــــــــــــايش کنيــــــــــــد


نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 15:18 توسط وحید رسولی| |

خدایا


بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم


هرکجا آزادگی هست ببخشایم


وهر کجا غم هست شادی نثار کنم


الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم


بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم


زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم


و در بخشیدن است که بخشیده می شویم


دکترشریعتی



نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 14:57 توسط وحید رسولی| |


امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،

خاموشی او تسبیح،

عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است."




نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 14:9 توسط وحید رسولی| |

شنیدم که آقای احمدی نژاد به تازگی گفته است که به زودی ایران جزو 10 کشور اول جهان می شود. برخلاف بقیه دوستان که ترجیح دادند به این سخن زیبا!! یخندد من تصمیم گرفتم که به دنبال دلیلی برای آن بگردم. هرچقدر دقیق شدم دلیلی نیافتم جز آنچه که می گویم. پیشاپیش از دوستان وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه، کمیسیون اطلاعات و امنیت مجلس و از هر تشکلی که در اسمش کلمه اطلاعات وجود دارد می خواهم که این جانب را اگر صلاح دیدند یه علت افشای اسناد ملی تحت پیگرد غیر قانونی قرار ندهند.

اما چگونه؟

1- تمامی کشورهایی که جزو قلمرو پادشاهی ملکه انگستان قرار دارند (استرالیا، زلاند نو، جزایر سلیمانف ایرلند، ایسلند و....) همگی به شکل یک کشور با جکومت مرکزی در لندن در بیایند و نام آن را بگذارند بریتانیای کبیر یا هر چیز دیگر

2- با تلاش مسولان روسیه، اتحادیه جماهیر شوروی بار دیگر تشکیل شود.

3- اتحادیه اروپا (از جمله کشوری که در بند 1 درباره آن صحبت شد) بر علیه جماهیر شوروی متحد شوند و کشوری مستقل را تشکیل بدهند.

4- آمریکا و کانادا متحد شده و ضمن تسخیر آمریکای لاتین، کشوری متحد را تشکیل دهند. (مشکلی که وجود دارد این است که جون ما قبلا جیات خلوت آمریکا را شلوغ کرده ایم، این شیطان بزرگ فادر به تسخیر ونزولا، بولیوی، شیلی و... نخواهد شد)

5- چنگیز خان بار دیگر ظهور کند و از دریای چین گرفته تا دم مرز ایران همه کشورها را ویران کند.

6- آمریکا را تجریک کنیم تا بار دیگر ژاپن را بمباران هسته ای کند. ( کره پیش از این به دلیل جنگ های جومونگ(1 تا 5) و تسو ویران شده است)

7- اعراب با یکدیگر متحد شده و یک کشور واحد را تشکیل دهند و به اسراییل حمله کنند که در پی این حمله طبیعتا ترکیه نابود می شود.

8- طبیعتا می گویید که پس قاره آفریقا چی؟ با پخش سریال یوسف مغلوم شد که مصریان 3000 سال پیش سیاست های احمدی نژاد را پیش گرفته اند، در نتیجه آنها 2992 سال پیش به کلی نابود شده اند.

اگر موارد فوق به یاری امام زمان و مقام معظم رهبری انجام پذیرد در کل 14 کشور در سطج جهان باقی می ماند. که اگر ما کمک هایمان را به کشورهای بولیوی و ونزوئلا و شیلی و کوبا و.. قطع کنیم به یاری حق تغالی در رده 10 قرار می گیریم.

و من الله توفیق

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 9:58 توسط وحید رسولی| |

و اگر امروز اينچنين خاموش و سردم, دليلش نبود نبودهاست
حس غريب با تو بودن است که عمري آتش مي زند وجودم را

يقين دارم که بعد از تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد

دعا کن مهربانم, بعد ديدار تو باشد وقت پايانم...

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:49 توسط وحید رسولی| |




دلم به اين همه آينه رو نخواهد كرد

                       به جز نگاه تورا جستجو نخواهد كرد

پرنده اي كه گرفتار پر زدن باشد

                       به آب و دانه و آواز خو نخواهد كرد

بيا مسافر چشم كه هيچ حادثه اي

                       نگاه پنجره را زير و رو نخواهد كرد

به غير نام تو اي التهاب روحاني

                       دلم براي سرودن وضو نخواهد كرد

عزيز غايب من اي هميشه در خاطر

                       به جز تو را دل من آرزو نخواهد كرد




نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 22:34 توسط وحید رسولی| |

مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

در این بیانیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 20:5 توسط وحید رسولی| |

می دانم که نمی شود راهپیمایی ها و اعتراضات را الی الابد ادامه داد ! می دانم انتظار بی جایی است از همسایگان حانه ام که باز هم هر شب بر بام ها فریاد بزنند ! می دانم ! میدانم از همه ی شور مردم،  همه ی امید و اشتیاق 2 هفته پیش شان ، چیزی نمانده است ! میدانم چیزی نمانده است جز یاس ! اما با همه ی این اوصاف ، دلم نمی خواهد این سکوت را ! نمی خواهد این سکون را !

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 1:12 توسط وحید رسولی| |

گرگها خوب بدانند ، در این ایل غریب

گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید، که در قافله مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز....

دکتر زهرا رهنورد

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 2:29 توسط وحید رسولی| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 2:5 توسط وحید رسولی| |

 

اللهم عجل لوليک الفرج و النصر.

من گمان مي­کردم شما مي­خواهيد مطالب اساسي رابيان کنيد. بنده به شما علاقه مندم. ولي بايد تکرار کنم که دلم مي­سوزد که به شما اطلاعات غلط داده­ اند.
ببينيد آقاي صاحب زمان. خواهش مي­کنم به اين نمودار دقت کنيد. به اين مي گويند ضريب جيني. هرچه قدر بيشتر باشد، شکاف ديني ملت بيشتر است. الان وضع ديني ملت از قبل بهتر است.. از زمان شما که خيلي بهتر است. پس براي چه شما الان ظهور کرديد؟ اين ۱۲ قرن کجا بوديد؟ ۱۲ قرن فساد نبود؟ غارتگري نبود؟ الان يک دفعه وضع بد شد؟ گراني شد؟ بي ديني شد؟ در اين ۱۲ قرن گل و بلبل بود؟ براي چه ۱۲ قرن سکوت کرديد؟ ملت که فراموش نکرده است.
زمان شما ببينيد همه مناصب دست خويشاوندان يک عده­ اي بود. يک حلقه اي درست کرده بودند و مدام امامت را بين فرزندانشان مي چرخاندند. 4 سال پيش ما آمديم و ادعاي تقدس و هاله نور کرديم. انگار وارد حريم ممنوعه عده­ اي شديم. [من] نمي­خواهم وارد بعضي مسايل شوم. و الان مي­بينيم که همه­ ي اين­ها با هم متحدند.. ما معتقديم که صحنه­ گردان اصلي آقاي هاشمي است. نفرماييد که ارتباطي نيست. اتفاقا ظهور شما هم جزو همان برنامه است. حتا کورش و اميرکبير هم جزو همان باندند. ملت فراموش نکرده که آقاي هاشمي کتاب در مورد اميرکبير نوشته و او را تاييد کرده. ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي هم که از اقوام جنابعالي ­اند. خود شما هم که شال سبز پوشيده­ ايد. اين ها مفهومش چيه؟

هدف اين دولت خدمت به ملت است. ملت بيدار است. بحمدالله ملت ايران هسته ­ي شده است. نانو شده است. سلول بنيادي شده است. فضايي شده است. جام جهاني شده. المپيک شده. براي چه مي­خواهيد رشد ملت را زير سوال ببريد؟
اين که خيلي بده. مگر زمان شما و پدرانتان چه قدر پروژه احداث شد؟ يک مسجدالرسول بود زمان جدتان و يک دانشگاه زمان امام صادق. چقدر اينترنت بود؟ چقدر روزنامه بود؟ آيا دموکراسي بود؟ فقط يک ابولهب بود که از شما انتقاد مي­کرد. ببينيد با او چه کردند. با همسرش چه کردند. کراواتش را در خيابان چيدند. دستاوردهاي ملت را زير سوال نبريد. 1400 سال است وضع ملت را به اين­جا رسانديد. آن وقت جاروجنجال راه مي­اندازند که آبروي ايران در اين دولت رفت. من فقط با طرح دوتا سوال از موضع ملت دفاع کردم. آن­ها به هم ريختند.. مستاصل شدند. شما چرا نشسته ­ايد به جاي آمريکايي­ها و از آنها دفاع مي­کنيد؟ ملت فراموش نکرده زمان شما روابط با آمريکا چگونه بود. يادتان رفته که عموي شما امام حسن در سعدآباد آن قرارداد ننگين را با معاويه بست؟ اينه ديپلماسي عزتمند؟

من نمي­خواستم اين مسايل را باز کنم.. اما خيلي متاسف شدم وقتي اين خبر را به من دادند. براي چي شما در عاشورا از بازيگر استفاده مي­کنيد؟ ملت نمي­داند که ظلم هست؟ فشار هست؟ لازم بود شما بازيگر [بياوريد] که نشان بدهيد وضع ديني مردم خراب است؟ من تعجب مي­کنم از شما.
نمودارهاي بانک مرکزي نشان مي­دهد دين مردم در زمان حکومت شما و پدرانتان بدترين [وضع] را داشته. در زمان جد شما ميزان تشيع در هکتار صفر بوده. ما رسانديم به 100مليون. اين را که ديگر نمي­شود انکار کرد آقاي صاحب زمان. من نمي­خواستم وارد اين بحث بشوم اما جد شما با يک هجمه ­ي سنگين يک کتاب عليه بنده چاپ کرده که توي اون به صورت بي­سابقه­ اي طي سيصد هزار تيتر به من و منافقين لعنت فرستاده.

من شخصا علاقه مند به ورود به اين­ها نبودم. قبلا هم گفته ­ام که ازهمه­ ي افتراهايي که بخود من نسبت داده شد، گذشت کردم. الان هم مي­بخشم. اما ازتوهين به منافقين، توهين به انتخاب ملت نمي توانم بگذرم. ملت اين اجازه را نمي­دهند. شما آقاي صاحب­الزمان بايد پاسخ ملت را بدهيد. اين همه پولي که در جمکران به شما داده مي­شود چه شد؟ اين­ها را هزينه مراسم تولد خودتان کرديد؟ همين آقاي جزايري کلي نذر کرده بود. شما پول را که مي­گرفتيد نپرسيديد از کجا آمده؟ بعد سيل اتهامات است که به ملت وارد مي­کنند. من همين جا اعلام مي­کنم، اگر آقاي محصولي گفته که ثروتش امانت شماست که قرار است بعد از ظهور به شما بازگردانده شود، همه ­اش مال شما و تيم­تان. با نوار و اين حرف­ها که نمي­شود کشور را عالمانه اداره کرد. رئيس جمهور بايد خودش کارشناس ارشد باشد. بنده دکتري­ام را با شب بيداري گرفته ­ام. نه مثل بعضي که همزمان حکومت مي­کردند هم بدون کنکور ولايت گرفتند، آن هم در5 سالگي. البته من آماده ام شما تشريف بياوريد تا من به عنوان يک شاگرد براي شما توضيح بدهم که ديپلماسي عمومي چه چيز خفني است.

من فقط اين نکته را بگم و عرايضم را خاتمه بدهم. من اين­جا پرونده­ ي دارم از دوتا خانم. اجازه دارم بگم؟ بگم؟ اين خانم­ها را شما مي­شناسيد. شما هميشه با اين­ها بوده­ايد. يک زماني با خانم صغري و بعد خانم کبري. من با همين غيبت مخالفم، نه قانون؛ آقاي وليعصر!

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 23:38 توسط وحید رسولی| |


چه زیباست نوشتن وقتی میدانی او میخواند,

چه زیباست سرودن وقتی میدانی او میشنود,

چه زیباست دیوانگی برای او وقتی میدانی او میبیند

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:10 توسط وحید رسولی| |

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 18:22 توسط وحید رسولی| |

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 18:18 توسط وحید رسولی| |

 

 - گفتم :خسته ام .گفتی :لاتنقطوا من رحمۃ الله (از رحمت خدا ناامید نشو) (زمر/53)

- گفتم : هیچکی نمیدونه توی دلم چی می گذره. گفتی:ان الله بین المرءوقلبه(خدا حائل است میان انسان و قلبش)(انفال/26)

- گفتم :هیچکس رو ندارم.گفتی:نحن اقرب الیه من حبل الورید(ما ازرگ گردن به انسان نزدیکتریم)(ق/16)

- گفتم  ولی انگار اصلا منو فراموش کردی. گفتی:فاذکرونی اذکرکم (منو یاد کنید تا یاد شما باشم)(بقره)

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:52 توسط وحید رسولی| |

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 11:38 توسط وحید رسولی| |

عنوان متن مسکن و رئيس جمهور

از فوائد سفرهاي استاني رئيس جمهور اين است که ايشان اخيرا متوجه شده که گراني لااقل در بخش مسکن شايعه ساخته و پرداخته دشمنان نيست ! و گفته بايد فکري شود! که اميدواريم خود دولت در اين زمينه فکرکه اميدواريم خود دولت در اين زمينه فکري نکند و اين کار را به افراد ديگر واگذار کند .علتش اين است که اين الهام خانوم ما از روزي که شنيده دولت مي خواهد فکري براي مسکن بکند دچار افسرگي شده ! چون نامزدش بيست ميليون ريال وام ازدواج را باضافه بيست و پنج ميليون ريال حاصل از فروش نوبت وام مسکن خودش را گذاشته بود تا از حالا بدهد بعنوان پول پيش براي اجاره يک آپارتمان 60 متري در شهرک پرند بدهد که تا دو سال ديگر قرار بود تحويل دهند و کلنگش را همين امسال زمين مي زنند! و همه اين تلاشها بعد از آن بود که در محله نارمک تهران ( اطراف خانه رئيس جمهور) جايي براي اجاره پيدا نکرده بودند. حالا مي ترسند که با اقدام دولت از همين خانه هم محروم شوند ! چون دولت خاصيتي دارد که روي هر چيزي نبايد دست بگذارد! و گرنه مثل موبايل مي شود ؛و مثل سيمان؛ و مثل مسکن تا الان؛ و مثل  ميوه شب عيد؛ و مثل مرغ؛ و مثل تخم مرغ؛ و مثل آهن ؛ و مثل قير و ايزوگام؛ و مثل داروهاي بيمارهاي خاص ؛ و و و...

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 3:20 توسط وحید رسولی| |

عنوان متن شکايت دولت ايتاليا از احمدي نژاد

آقاي زهره وند سفيرسابق ايران از ايتاليا که  بعد از سفر موفقيت آميز احمدي نژاد به اجلاس فائو در رم فراخوانده شد(!)  گفته که دستگاههاي ايکس ري با ورود احمدي نژاد شدت توليد اشعه شان بالا رفت ! خيلي ها به اين حرف خنديدند. از دشمنان که توقعي نيست . دوستان هم يک پيام تبريک براي رئيس جمهور نفرستادند!


وقتي خوديها اينقدر بي مرامند که توطئه ترور رئيس جمهور خود را در ايتاليا باور نمي کنند و از بابت خنثي شدنش تبريک و تهنيت نثار نمي کنند!! خدا هم کاري مي کند تا حقانيت اين رئيس جمهور مظلوم روشن شود.


چطوري؟! اينطوري که دولت ايتاليا بابت خراب شدن دستگاههاي ايکس ري مستقر در محل رئيس جمهور ما ، شکايت کرده است و گفته : به محض ورود احمدي نژاد ظاهرا تشعشعات قوي تري شبيه به هاله نور در محيط پراکنده شده که موجب تخريب دستگاههاي ايکس ري  و خروج آنها از کنترل گرديده است .


اين وسط آقاي متکي دارد خيلي حال مي کند! چون اولا سفير ايران در ايتاليا ( زهره وند) از دوستان شخصي آقاي احمدي نژاد بود و توسط وزارت خارجه بارها عدم لياقت ايشان به رئيس جمهور گوشزد شده بود و لي همين حالاشما فکر مي کنيد آقاي زهره وند ( سفير سابق ايران در ايتاليا) با گفتن اين اخبار خودش دارد چي مي خورد؟! 

- آقرين ! دارد حرص مي خورد! 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 3:19 توسط وحید رسولی| |

اي احمدي نژاد که جانم فداي تو  
                       قربان مهرورزي و صلح و صفاي تو


در محضر عدالت و در محو ديو فقر
                        هرگز بخواب هم نرسد کس به پاي تو


دشمن زهيبت تو بترسد، ازين سبب
                         تحريم مي کند همه ما را، به جاي تو


گفتي که از فروش دوصد ملک دولتي
                       حل مي شود مسائل مسکن ، به راي تو


از مهرورزي تو جوانان، سپاسگوي؛
                        گويند با زبان دل خود، دعاي تو


گفتي که بوي نفت به هر سفره اي خوش است
                       شد زين سخن رياست ملت سزاي تو


گفتي سپس که «طرح تحول ازين به بعد
                     حالي به حال مي کندت ! ؛ اين براي تو»


گوشت وبرنج به سالي نمي خورم
                      هم تخم مرغ و نان و پنيرم فداي تو


در صندوق ذخيره ارزي نماند پول
                      شد جملگي هزينه ي آن نسخه هاي تو


افشا شدند غارتيان؛ مافيائيان!
                      از برکت کلام تو و هوي و هاي تو


بيکار گشته ام من و همسايه هاي من
                     جانا کجاست منبع آمارهاي تو؟


صفهاي مختلف که کشيدند مردمان
                      هرگز نگفته اند در آن ، جز دعاي تو


خواهند مردمان صبور اندرين صفوف 
                       افزايش و تعدد مامورهاي تو!!


دنياي شرق و غرب که مبهوت «هاله» اند
                       ما هم به حيرتيم از آن چشمهاي تو


ما از مدير گشتن تو بر جهان خوشيم 
                        عالم در انتظار لب رهگشاي تو


هرگز نبود کارشناسي در اين ديار
                        غير از برادر و خاله وعمه هاي تو


ملت نبرد خواب شبي تا تو را نديد


                       در هفت يا که هشت کانال با صداي تو           


«فحش از دهان تو» بوده است «طيبات»
                      «احسنت » و «به به » است هميشه جزاي تو


اينک که کوس جنگ به دريا همي زنند
                       ما خنده بر لبيم از آن خنده هاي تو


خونين دلند همه عاشقان چو ما
                       خونين جگر زعشق تو و کارهاي تو


ما هم به جمکران چو تو هستيم معتقد
                        هر هفته رفته ايم براي شفاي تو


عشاق در پي اند که تا دوره اي دگر
                         ماني رئيس و بماند صلاي تو

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 3:16 توسط وحید رسولی| |

بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راه‌های خطرناکی است/باید از مقابله نظامی فاصله گرفت

بيانيه سيد محمد خاتمي

بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راه‌های خطرناکی است/باید از مقابله نظامی فاصله گرفت

 رییس‌جمهور سابق کشورمان پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه‌ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.

به گزارش قلم‌نیوز، متن کامل بیانیه حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به این شرح است:

"بسم الله الرحمن الرحیم

حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.

در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.

باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه‌های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.

ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.

فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.

ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.

در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.

تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.

آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.

از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.

نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.

در این صورت است که هر هزینه‌ای که پرداخت شود نظام با همه ارزش‌هایش مصون و محفوظ خواهد ماند.

مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب

سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388"

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 3:25 توسط وحید رسولی| |

بیانیه شماره7میرحسین:جریان خبرسازی یک سویه دولتی، جامعه را به سمت رسانه های خارجی سوق می دهد

قلم - میرحسین موسوی در بیانیه هفتم خود با تاکید بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده، آورده است: تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم، راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هفت مهندس موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی

هموطنان عزیز

در پی مانع تراشی ها و تهدیدهای مکرر که در عمل،انتشار روزنامه کلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف کرده بود، به این حد نیز اکتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و کارکنان شریف آن، دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.

در حالی که مقامات کشور و رسانه های دولتی مرتبا بر قانون و اجرای آن تأکید می کنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات، به قانون شکنی متهم می شوند، چنین برخوردی با روزنامه ای که با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسوولان، دبیران، خبرنگاران و کادر فنی و اداری آن، غیرقابل درک است، مگر با قبول آنکه برای عده ای حاکمیت قانون تا جایی پذیرفته است که برای محدود کردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.

این قانون شکنی در حالی صورت می گیرد که دیگر رسانه هایی که از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار می شد و نیز مطبوعات و رسانه های غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفته اند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یک سویه رسانه ملی و رسانه های دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانه های خارجی سوق می دهد.

این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم است که راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند و حرکت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار می سازد.

ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویه های غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأکید می نمایم و آن را جزء لاینفک حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی می‌دانم و بر پیگیری آن اصرار می‌ورزم.

 برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 1:22 توسط وحید رسولی| |

 استقبال پرشور مردم جنوب شهر تهران از میر حسین موسوی
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 16:32 توسط وحید رسولی| |

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 16:25 توسط وحید رسولی| |

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:56 توسط وحید رسولی| |

ای سبز


از خویشتن به در شو، ای سبز، ای جوانه

بشکاف پیله ات را، ای شعر، ای ترانه


روح کویری ما، لب تشنه است و خسته

دریاب جوی ما را، ای آب، ای روانه


با داغی شقایق، با سرخی شکوفه

یکباره آتشم زن، ای شوق، ای زبانه


آن روشن نهان را، دیدن نمی توانم

کاری برای من کن، ای عشق، ای بهانه


در من بتاب و گل کن، من و چلچراغت

با اصل خود یکی شو، ای دوست، ای یگانه


از قلب من گذر کن، در جان من سفر کن

ای سرخ بی نهایت، ای سبز بی کرانه

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:48 توسط وحید رسولی| |


دیدین اینایی که میخوان میونه ۲ نفر رو بهم بزنن، بدون اطلاع طرفین، هر کدوم از ۲ نفر رو گیر میارن و پشت سر نفر مقابل میگن و اینها رو بر علیه هم تحریک می کنن و در عین حال خودشون ژست خیرخواهی رو میگیرن؟! حالا بعدش وقتی اون ۲ نفر واقعا به جون هم افتادن و دعوا بالا گرفت اینبار میان نقش میانجی و آدم خوبه رو بازی می کنن که بازم ماجرا به نفع خودشون تموم بشه؟!

خوب معلومه اون ۲ نفری که بازی خوردن هم گناهکارن. اما این وسط تماشاچی های ساده لوحی که میان فقط نفرهای وسط دعوا رو گناهکار میدونن، جرمشون اندازه اونیه که داره پشت پرده دعواها رو هدایت می کنه، اگه بی اطلاعن که هیچ ولی اگه واقعا آگاهانه اینکارو می کنن که دیگه فاتحه اخلاق و وجدان خونده است.

به قول انگلیسی ها Divide and rule. Divide and govern !

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 8:39 توسط وحید رسولی| |

گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل              گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گل
ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانا                   که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل
                                                                                                                               سعدی
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 8:36 توسط وحید رسولی| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ